متن روضه حضرت علی اصغر شب هفتم محرم94  سید مهدی میرداماد(قسمت دوم)

متن روضه حضرت علی اصغر شب هفتم محرم94

سید مهدی میرداماد(قسمت دوم)

گریه نكن رباب بالاخره یكی به خواهشش جواب میده

گریه نكن رباب ببین داره اشكای تو مارو عذاب میده

گریه نكن رباب آخر یكی پیدا میشه یه قطره آب میده

*صدای گریه ی علی بلند شد،حسین اومد دم خیمه ها، "نَاوِلِینِی وَلَدِیَ الصَّغِیرَ". آی پدرایی كه اومدید بچه بغل گرفتید،من خیالم راحت ِ اگه یه ساعتم بچه ات بغلت باشه كسی اذیتش نمیكنه،خیالت راحت باشه كسی اینجا تیر سه شعبه نداره،اما مادرش نگرانه،آخ،امان،امان، دوتا نقل ِ،اون نقل دوم رو برات بگم،از زبان ابی عبدالله،روضه خوان خود ِ حسین ِ.*

آمدم خیمه تا وداع کنم

دیدم از داغ آب می سوزی

بردم آبت دهم ولی دیدم

زیر این آفتاب می سوزی

***

پشت سر را نگاه کن پسرم

جلوی خیمه ها رباب نشست

به امیدی که خیمه برگردی

آمد و زیر آفتاب نشست

***

من که طاقت ندارم ای گل من

که نگاهی کنم به پشت سرم

*می ترسم چشمم به چشم مادرت بیوفته*

لیک حس می کنم که آمده اند

جلوی خیمه ها زنان حرم

***

*بچه رو آورد وسط میدان*

گر چه ای کودکم نمی بینم

ذره ای رحم در دل اعدا

شاید این دفعه وضع ، فرق کند

کودک من توکلت به خدا

*مگه نمیگن:مثل امام مثل كعبه است،مردم باید بیان دورش بگردن،اما كربلا وضع فرق كرد،اومدن دور امام،اما نه برای اینكه دورش بگردن و دستش رو ببوسن،اومدن دورش حلقه زدن بكشنش.كار حسین و ببین دنیا به كجا رسید،واسه ی اینی كه دستشون رو بگیره،حجت براشون آورد،فكر نكنی همین جوری،علی اصغرش رو برداشت،نه،یه بار با عمامه ی پیغمبر رفت خطبه خوند،یه بار با عبای پیغمبر،یه بار قرآن برد،یه بار صحابه رو شاهد گرفت،هر دفعه برای اینكه یه نفر بفهمه،بابا من پسر پیغمبرتونم،یادتون رفت پیغمبر من رو روی دوشش سوار می كرد،همه ی اینها یادتون رفت،آخرین حجت حسین علی اصغر ِ،شاید یه نفر با این قنداقه مسیرش عوض بشه،بچه رو روی دست گرفت،آخ قربونت برم حسین،قربون اون بابایی برم كه بچه اش رو كربلا رو دستش گرفت.*

به رخ کودکم نگاه کنید

رنگ ، دیگر به روی طفلم نیست

کوفیان "إرحمو لهذالطفل"

قطره ای هم برای او کافیست

ای حسین.....

دانلود



برچسب‌ها: سید مهدی میرداماد , محرم94
[ پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۵ ] [ 19:5 ] [ پایگاه مداحی صاحبدلان ]
[ ]